تبليغاتX
الهی الهی به قلبم پناهی
دلتنگی
دوشنبه سوم بهمن 1390 | عارفه

هم فراق ِکربلا هم مشهد ؟

وسعت دلم مگر چقدر است که تاب دو دلتنگی را بیاورد ؟؟؟؟؟؟

ملتمسانه میگویم ......

ءادخل یا علی بن موسی الرضا ..... 

لینک ثابت
عرض تسلیت
یکشنبه دوم بهمن 1390 | عارفه

در سوگ نبی جهان سیه می پوشد
در سینه، دل از داغ حسن می جوشد
از ماتم هشتمین امام معصوم
هر شیعه ز درد، جام غم می نوشد.

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
التماس دعا

لینک ثابت

نه دی، عرق شرم امت را در طول تاریخ به خاطر بی‌بصیرتی در ماجرای ثقیفه پاک کرد.

نهم دی ماه یک هزار و سی صد و هشتاد و هشت، جشن بلوغ فکری و شخصیتی نظام اسلامی بود.

نه دی، درد کوته‌بینی حکمیت را تا حدودی التیام داد و بر آن مرهمی شد.

نه دی، سوزش خیانت جمل و نهروان را کمی خنک کرد و از تکرار غربت 25 ساله جلوگیری کرد.

نه دی، زمستان بود ولی درخت انقلاب در آن سرمای زمستان گل داده بود.


نه دی، در ایران بود ولی پایه‌های کاخ سفید در مکان و کاخ سبز معاویه در زمان را لرزاند.

نه دی، قیام مختار نبود، ولی اگر مختار هم زنده بود در مقابل آن کرنش می‌کرد.

نه دی، مانور اعلام آمادگی یاران آخر الزمان مهدی (عج) بود.

نه دی، فرق کوفه و تهران، عراق و ایران را نشان داد و آب بسته را به جوب بازگرداند.

نه دی، ایران، بدون خواست سفیر حسین (ع)، بیعت مجدد کرد و بر سر بیعتش ماند.

نه دی، ندای هل من ناصر بلند نشد ولی فریاد لبیک یا حسین تا آسمان به گوش همه رسید.

نه دی، شش ماهه، سه ساله، جوان، پیر، زن، مرد، ویلچری، شیمیایی و... داشت.

نه دی، شروع حرکت و یک فرهنگ بود یعنی «عزت‌خواهی»


نه دی، یک روز بود ولی خیرٌ مِن الفِ شَهر بود.

نه دی، مبیّن کوثر و ابتر بود که گفتند خامنه‌ای کوثر است، دشمن او ابتر است.

نه دی، عاشورا بود و ایران کربلا.

نه دی، ثمره‌ی خون شهید آیت‌ها، مطهری‌ها، بهشتی‌ها، باکری‌ها، همت‌ها و... بود.

نه دی، تاریخ نبود، بلکه خود تاریخ‌ساز بود.

نه دی، روز بخشش فریب خوردگان و روز غضب بر فتنه‌گران توسط امت بود.

نه دی، آموخت که نیازی نیست همیشه ولیّ در بین باشد، بلکه کافی است ولیّ در دل باشد.

نه دی، غدیر خم بود در کویر قم و سراسر ایران.

نه دی، نور بصیرت الهی بود در دل‌های امت.

هرچه خواستم بگویم که نه دی چیست، زبان الکن بود و قلم قاصر. فقط می‌توانم که بگویم نه دی، نه دی بود و بس.

لینک ثابت
یلدایتان حسینی باد
چهارشنبه سی ام آذر 1390 | عارفه
تمام ماکه ز پروانه ها نشان داریم

برای سینه زدن تا سحر توان داریم

هزار شکر خدا را که در شب یلدا

برای گریه کمی بیشتر زمان داریم

لینک ثابت
شبای محرم
جمعه یازدهم آذر 1390 | عارفه

برای کربلا یک مرز بیشتر نیست! از خود که گذشتی ... به کربلا رسیده ای... . . . حسرت همه بی کس ها کربلا کربلا... یا حسیـــــــــــــــــن

...

توی لحظات آسمونی دل شکستگی تون دعام کنید...

لینک ثابت
یا صاحب الزمان ادرکنی
دوشنبه شانزدهم آبان 1390 | عارفه

گفتم به مهدی بر من عاشق نظر کن

                                       گفتا تو هم از معصیت صرف نظر کن
گفتم به نام نامیت هر دم بنازم

                                       گفتا که از اعمال نیکت سرفرازم
گفتم که دیدار تو باشد آرزویم

                                       گفتا که در کوی عمل کن جستجویم

گفتم بیا جانم پر از شهد صفا کن

                                       گفتا به عهد بندگی با حق وفا کن

گفتم به مهدی بر من دلخسته رو کن

                                       گفتا ز تقوا کسب عز و آبرو کن

گفتم دلم با نور ایمان منجلی کن

                                       گفتا تمسک بر کتاب و هم عمل کن

گفتم ز حق دارم تمنای سکینه
                                       گفتا بشوی از دل غبار حقد و کینه

گفتم رخت را از من واله مگردان

                                       گفتا دلی را با ستم از خود مرنجان

گفتم به جان مادرت من را دعا کن

                                       گفتا که جانت پاک از بهر خدا کن

گفتم  ز هجران تو قلبی تنگ دارم

                                       گفتا ز قول بی عمل من ننگ دارم

گفتم دمی با من ز رافت گفتگو کن

                                       گفتا به آب دیده دل را شستشو کن

گفتم دلم از بند غم آزاد گردان

                                       گفتا که دل با یاد حق آباد گردان

گفتم که شام تا دلها را سحر کن

                                       گفتا دعا همواره با اشک بصر کن

گفتم که از هجران رویت بی قرارم

                                       گفتا که روز وصل را در انتظارم

لینک ثابت
بیا بیا گل نرگس
دوشنبه یازدهم مهر 1390 | عارفه

 

 
بیا بیا گل نرگس جهان برای شماست
جهان به یمن وجودت به افتخار شماست

بیا بیا گل نرگس اگر چه بد کردیم
ولی تمام نظرها به لطف و جود شماست

بیا بیا گل نرگس که ندبه میخوانیم
اگرچه بر دلمان نیست ولی برای شماست

بیا بیا گل نرگس به آسمان سوگند
قسم به نام و نهادت علی به یاد شماست

بیا بیا گل نرگس زرنجمان تو بکاه
هزار همت و کاوه فدای راه شماست

بیا بیا گل نرگس به جان تشنه عشق
دعا دعای ظهور است که با نگاه شماست

بیا بیا گل نرگس که عهدها خواندیم
اگرچه هیچ نماندیم ولی به لطف شماست

بیا بیا گل نرگس و دستمان تو بگیر
که با ظهور وجودت جهان فدای شماست

بیا بیا گل نرگس که در زلال دلی
و بین این همه دلها دلی برای شماست

بیا بیا گل نرگس که کوفیان رفتند
هزار نامه مصری که جان فدای شماست

بیا بیا گل نرگس تو را به خاک بقیع
که قلب و روح جهانی به جستجوی شماست

بیا بیا گل نرگس بیا به دعوت یاس
که دست به پهلو نشسته به انتظار شماست

بیا بیا گل نرگس به مادرت زهرا
که جان برای شهادت به کربلای شماست

بیا بیا گل نرگس و العجل مولا
که این نوای هدایت و با نگاه شماست

خانم فخرالسادات تقی زاده

لینک ثابت

همسایه سایه‌ات به سرم مستدام باد
لطفت همیشه زخم مرا التیام داد
 
وقتی انیس لحظه تنهایی‌ام تویی
تنها دلیل اینکه من اینجایی‌ام تویی
 
هر شب دلم قدم به قدم می‌کشد مرا
بی‌اختیار سمت حرم می‌کشد مرا
 
با شور شهر فاصله دارم کنار تو
احساس وصل می‌کند آدم کنار تو
 
حالی نگفتنی به دلم دست می‌دهد
در هر نماز مسجد اعظم کنار تو
 
با زمزم نگاه دمادم هزار شمع
روشن کنند هاجر و مریم کنار تو
 
تا آسمان خویش مرا با خودت ببر
از آفتاب رد شده شبنم کنار تو
 
در این حریم، سینه زدن چیز دیگریست
خونین‌تر است ماه محرم کنار تو
 
ما در کنار صحن شما تربیت شدیم
داریم افتخار که همشهری‌ات شدیم
 
ما با تو در پناه تو آرام می‌شویم
وقتی که با ملائکه همگام می‌شویم
 
بانو! تمام کشور ما خاک زیر پات
مردان شهر نوکر و زنها کنیزهات
 
زیباترین خاطره‌هامان نگفتنی ست
تصویر صحن خلوت و باران نگفتنی ست
 
باران میان مرمر آیینه دیدنیست
این صحنه در برابر آیینه دیدنیست
 
مرغ خیال سمت حریمت پریده است
یعنی به اوج عشق همین جا رسیده است
 
خوشبخت قوم طایفه، ما مردم قمیم
جاروکشان خواهر خورشید هشتمیم
 
اعجاز این ضریح که همواره بی‌حد است
چیزی شبیه پنجره فولاد مشهد است
 
من روی حرف‌های خود اصرار می‌کنم
در مثنوی و در غزل اقرار می‌کنم
 
ما در کنار دختر موسی نشسته‌ایم
عمریست محو او به تماشا نشسته‌ایم
 
اینجا کویر داغ و نمک‌زار شور نیست
ما روبروی پهنه دریا نشسته‌ایم
 
قم سال‌هاست با نفسش زنده مانده است
باور کنید پیش مسیحا نشسته‌ایم
 
بوی مدینه می‌وزد از شهر ما، بیا
ما در جوار حضرت زهرا نشسته‌ایم
 
از ما به جز بدی که ندیدی ببخشمان
از دست ما چه‌ها که کشیدی ببخشمان
 
من هم دلیل حسرت افلاک می‌شوم
روزی که زیر پای شما خاک می‌شوم...

لینک ثابت
امام زمان(عج)

وقت آن نیست که تو پای سفر بگذاری؟

اولین خشت سر خاک پدر بگذاری؟

کعبه ای را که چنین خیره به ساعت مانده

بیش از این ها نکند چشم به در بگذاری

ساعت عقربه دار هبل افتاده به کار

وقت آن نیست که بر شانه تبر بگذاری؟

کشتی ات را بزن آهسته به دریا ای نوح

تا که بر حادثه موج اثر بگذاری

داغ این بار به جانت زده آتش ایوب

نکند باز تو دندان به جگر بگذاری

یوسف اندازه تو گرمی بازار نداشت

که تو پا در شب بازار اگر بگذاری

 

شاعر: عالیه محرابی

لینک ثابت
یا صاحب ازمان
سه شنبه یکم شهریور 1390 | عارفه
امام زمان عج (3)

دل ، بی قرار نیست ادا در می آوریم
چشم انتظارنیست ادا در می آوریم

عمریست درتلاطم دنیا ولذّت است
وقف نگار نیست ادا در می آوریم

مرغی که هر زمان سر یک بام می پرد
دنبال یار نیست ادا در می آوریم

قلبی که دل به صحبت سرما سپرده است
فکر بهار نیست ادا در می آوریم

اصلاً دلی که مست ریا و ربا شود
گوشش به کار نیست ادا در می آوریم

برلب دعای ندبه و دل غرق شهوت است
این انتظار نیست ادا در می آوریم

آقا محبّ واقعی ات در میان ما
یک از هزار نیست ادا در می آوریم

لینک ثابت

تمامی حقوق مادی و معنوی " الهی الهی به قلبم پناهی " برای " عارفه " محفوظ می باشد!
طـرّاح قـالـب: شــیــعــه تـم